أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

541

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

« راء » و در اين معنى اين مصراع از شعر عرب ايراد كرده‌اند : « يا صرفان بسيار سرد » 4 ازهرى از قتيبى روايت كند كه ارزير 5 را در لغت عرب علابىّ 6 گويند به تشديد « ياء » 7 و گويد در اين روايت متيقن نيستم . رصاص را به لغت رومى كثّيترين 8 گويند ، به سريانى انكا 9 گويند ، به پارسى ارزيز گويند و به هندى ترون و اترو گويند 10 . ( 1 ) . رصاص بيش از همه به قلع گفته مىشود ( ديوسكوريد ، V ، 64 ؛ سراپيون ، 185 ؛ ابن سينا ، 680 ؛ ميمون ، 32 ) و گاهى نيز آن را به معناى « سرب » به كار مىبرند ( ابو منصور ، 280 ؛ Lane ، 1092 ) . نيز قس . الجماهر ، 241 ؛ كريموف ، سر الاسرار ، 152 ، يادداشت 318 . ( 2 ) . يعنى « رصاص » بيشتر از « رصاص » به كار مىرود . ( 3 ) . صرفان ، قس . Lane ، 1682 . ( 4 ) . لسان العرب ( IX ، 193 ) اين شعر را به الزبا الملكة نسبت مىدهد . ( 5 ) . ارزيز - نام فارسى قلع ؛ I , Vullers ، 79 . ( 6 ) . علابى ، قس . Lane ، 2127 . ( 7 ) . نسخهء فارسى : را ، بايد خواند ياء . ( 8 ) . كيتيرين ، بايد خواند كثيتيرين - يا يونانى . ( 9 ) . انكا ، قس . بر بهلول ، 16 210 . ( 10 ) . « ترون » گويند و « اترو » گويند ، قس . با trapu سانسكريت ( Dutt ، 68 ) . كاسانى سپس مىافزايد : « در اصل اطرون آورده است به « طاء » و در لغت هندى « طاء » در نيايد . ما تتبع كرديم نام او را به لغات هندى و ثقات ايشان چنان خبر دادند كه « ارزيز » را به لغت هندى رانك گويند [ رانگ ، قس . Platts ، 584 ؛ Dutt ، 68 ] ، اما لغت هندى مختلف است و روا بود كه ترون و اترو در وى لغتى باشد » . 465 . رطبة 1 رطبة « سپست‌زار » 2 را گويند ، جمع او رطاب بود . ابو عبيد از اصمعى روايت كند كه سپست تر را « رطبه » گويند و فراء نيز مثل اين گويد . اهل مصر قضب 3 گويند سپست تر را . ليث گويد : سپست خشك را عرب قتّ 4 گويد ، طايفه‌اى از اهل لغت گويند قت سپست تر را و خشك را گويند . اصمعى گويد : « فصافص » جمع فصفصه 5 است و به لغت پارسى او را سپست گويند ، به سندى هفت 6 و به رومى ميد يكى 7 گويند .